ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
485
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
احتمال دارد كه « في فتن » متعلق باشد به جملهء سارت اعلامه وقام لواؤه . ونيز احتمال دارد كه متعلق به فعل مقدّرى باشد كه آن خبر دوّم براي كلمهء « والناس » باشد . اين فتن همانى است كه در ابتدأ حضرت بدان اشاره داشت واينك دوباره آن را با اوصافى اضافه آورده است وآن را به أنواع حيوانات تشبيه كرده است وبراي آن كف پا وناخن وسم به عاريت گرفته كه لگدمال مىكنند وبا سمّ بر روى آنها مىايستند . ونيز احتمال دارد كه اين جا كلماتي در تقدير باشد يعنى ، آنها را با پاى شتران وسمّ گاوها واسبها لگدمال كرده وبر روى آنها ايستاد ، به عنوان مضاف حذف شده ، ومضاف اليه به جاى آن قرار گرفته است « 14 » . با در نظر گرفتن اين كلمات در تقدير ، مجاز در نسبت است ونه در كلمه . ( 2407 - 2402 ) فرموده است : فهم فيها تائهون « فا » براي تعقيب و « تائهون » اشاره به سرگردانى آنها در گمراهى وانحراف از مقصد در تاريكيهاى فتنه است ومنظور از حيرت آنها مشكوك بودنشان در اين است كه حق در كدام جهت است وندانستند كه حق با علي ( ع ) است يا با معاوية ، ومقصود از جهلشان عدم آگاهى آنها از حق واعتقاد بعضي از آنها در شبههء حكميّت به بطلان آن بوده است وبعضي در شبههء خون عثمان اعتقاد باطل يافتهاند ونظير اين شبهات كه برخاسته از جهل مركّب آنهاست وبا فتنهاى كه شيطان وپيروانش براي آنها پيش آوردند ، گول خوردند واز راه حق منحرف شدند . ( 2413 - 2408 ) فرموده است : في خير دار وشرّ جيران احتمال دارد كه اين جار ومجرور به عنوان خبر سوّم مانند جملهء : « في فتن » ، متعلّق به « سارت اعلامه » باشد ونيز جايز است كه متعلّق به « تائهون » وافعال بعد از آن باشد . شارحان نهج البلاغة در مقصود كلام امام ( ع ) خير دار ، اختلاف
--> ( 14 ) به نظر مىرسد اشتباه رخ داده زيرا مضافاليه در جمله حذف ومضاف باقي مانده است ، مگر آن كه كلمهء إبل ، بقر وخيل را مضاف وضميرها را مضافاليه بدانيم كه در اين صورت كلام شارح صحيح است - م .